روزهای سخت مدرسه رفتن گذار از دوران خردسالي به كودكي و جدا شدن از جمع آشناي خانوادگي به يك محيط جديد و ناشناخته تقريبا همه كودكان را در آغاز حضورشان در مدرسه يا پيش‌دبستاني دچار استرس و اضطراب مي‌كند. همشهری آنلاین - محمد علی شاطری: کافی است حدود ۲۰ یا ۳۰سال به عقب برگردیم؛ روزهای پایانی شهریور و آغاز مهر برای همه ما رنگ و بوی خاصی داشت؛ ملغمه‌ای از رنگ و بوی اضطراب و دلهره و شوق و انتظار. برای کلاس اولی‌ها اما اوضاع کمی متفاوت‌تر بود. نخستين روز مدرسه براي كلاس‌اولي‌هايي كه براي اولين بار با فضاي مدرسه و درس و معلم روبه‌رو و با يك محيط جديد آشنا مي‌شدند فضايي از دلهره و اضطراب را به همراه داشت؛ دلهره دوري از مادر و خانه؛ دلهره آشنايي با همكلاسي‌هاي جديد و نشستن پشت نيمكت‌هاي خط‌خطي چوبي و... . حالا آن روزها گذشته و ما پدر و مادر شده‌ايم؛ پدر و مادرهايي كه بايد روپوش مدرسه را تن بچه‌هايمان كنيم، از زير آينه و قرآن آنها را رد و با سلام و صلوات راهي مدرسه كنيم اما با بچه‌هايي كه دچار اضطراب‌رفتن به مدرسه هستند چه‌كار كنيم ؟ اگر تا پايان اين نوشته با ما همراه باشيد ابعاد مختلف اين مسئله را با هم بررسي مي‌كنيم. گذار از دوران خردسالي به كودكي و جدا شدن از جمع آشناي خانوادگي به يك محيط جديد و ناشناخته تقريبا همه كودكان را در آغاز حضورشان در مدرسه يا پيش‌دبستاني دچار استرس و اضطراب مي‌كند. براساس چگونگي تربيت كودك شما و نوع روابط عاطفي شكل گرفته در خانه و خصوصيات روانشناسي او، اين اضطراب و استرس ممكن است كم يا بسيار زياد باشد. اگر كودك شما دچار استرس و اضطراب زيادي نباشد خودش از پس مديريت آن بر آمده و راهي مدرسه مي‌شود اما كودكاني كه دچار استرس و اضطراب شديد هستند توان مديريت اين فشار را نداشته و به نوعي در برابر آن واكنش نشان مي‌دهند. در اينگونه مواقع كودك شما انواع و اقسام ترفندها را به‌كار مي‌بندد تا از مدرسه رفتن و قرار گرفتن در شرايط ناآشنا و پر از استرس آن فرار كند. عوامل جسمي مانند سردرد، سرگيجه، دل درد، تهوع و... همه از نشانه‌هايي هستند كه كودكان در روزهاي ابتدايي مدرسه‌ دچار آن مي‌شوند. گريه كردن، بي‌قراري، قشقرق، بدخلقي و گوشه‌گيري هم ديگر نشانه‌هاي رفتاري در كودكان است كه در روزهاي اول‌ماه مهر زياد به سراغ آنها مي‌آيد. چرا بچه‌ها از مدرسه رفتن مي‌ترسند؟ حضور در يك محيط ناآشنا: قرار گرفتن در معرض يك محيط جديد براي هر كسي اضطراب‌آور است و اين شرايط براي كودكي كه حالا بعد از چند سال در كنار خانواده بودن، مي‌خواهد ساعت‌ها از خانواده دور باشد و در يك محيط جديد قرار بگيرد سخت‌تر است. براي آنكه كودك شما با محيط مدرسه آَشنا شود سعي كنيد پيش از آغاز سال تحصيلي از محيط مدرسه و خوبي‌هاي آن براي كودكتان تعريف كنيد. در روز ثبت‌نام و انجام امور اداري كودك خود را با خود همراه ببريد و با هم در محيط مدرسه حضور پيدا كنيد. در كلاس‌ها و سالن و حياط بگرديد و اجازه دهيد تا او با محيط آشنا شود. نداشتن توانايي براي برقراري ارتباط صحيح مهارت برقراري ارتباط صحيح با همسالان موضوعي است كه كودك شما تا امروز بايد ياد گرفته باشد اما اگر تا امروز هنوز اين مهارت را نياموخته در برخورد با جمعي از همسالان خود دچار مشكل مي‌شود. حل اين مشكل به سرعت ممكن نيست اما با حضور بيشتر در جمع‌هاي همسن و سال كودك و قرار دادن او در محيط‌هايي كه كودك بايد روابط خود را با همسالان مديريت كند مي‌تواند به پرورش اين مهارت در كودك شما كمك كند. همچنين ممكن است بعضي بچه‌ها در جمع، مورد سوءاستفاده و زورگويي ديگر بچه‌ها قرار بگيرند. در چنين مواردي شما بايد به فرزند خود بياموزيد كه به هيچ‌وجه زير بار زور نرود و براي حل مشكل به اولياي مدرسه مراجعه كند. هراس از مسخره شدن بسياري از كودكان به‌خصوص آنهايي كه اعتماد به نفس كمتري دارند تصوير مناسبي از خود در ذهن ندارند؛ به‌خصوص اگر بيش از اندازه چاق يا لاغر باشند، مشكل جسمي خاصي داشته باشند يا مثلا عينكي باشند. چنين كودكي به‌شدت از قرار گرفتن در محيط مدرسه و حضور همكلاسي‌هايي كه ممكن است او را مسخره كنند مي‌ترسد. در مواجهه با چنين كودكاني شما بايد سعي كنيد با تعريف كردن از او و گفتن نكات مثبت و رفع نگراني‌هاي بي‌مورد اعتماد به نفس را در او بالا ببريد. عوامل اضطرابي خاص بعضي از بچه‌ها در اثر ديدن تصاوير خاص يا طرح‌واره‌هاي ذهني قديمي از عوامل مشخصي كه شايد به‌نظر ديگران اصلا ترسناك يا اضطراب‌آور نباشد مي‌ترسند؛ مثلا در يك مورد كودكي از قد كوتاه معلم خود مي‌ترسيد، اين كودك كلا از انسان‌هاي قدكوتاه دچار ترس و اضطراب مي‌شد. اگر همه موارد را بررسي كرديد و مشكل خاصي را پيدا نكرديد به عوامل خاص اينچنيني هم توجه داشته باشيد. اين عوامل را مي‌توانيد درگفت‌وگو با فرزندتان كشف كنيد. كنترل ادرار مسئله كنترل ادرار براي كودكان ابتدايي هنوز كاملا حل نشده. حضور يك ساعته در كلاس و نگراني از دسترسي به دستشويي، مشكل در باز كردن دكمه لباس و فاصله زياد تا دستشويي‌ها مي‌تواند باعث نگراني و اضطراب كودك شود. پوشاندن لباس‌هاي مناسبي كه كودك بتواند به تنهايي دكمه آنها را باز كند، همراهي معلمين در اجازه دادن به تازه‌واردها براي دستشويي رفتن و آموزش به كودك كه پيش از آنكه مثانه‌اش كاملا پر شود به دستشويي برود، مي‌تواند در از بين رفتن اين اضطراب كمك كند. فرار از چارچوب‌ها بچه‌ها با حضور در مدرسه بايد در چارچوب يكسري قوانين و مقررات خاص عمل كنند؛ سر ساعت مشخصي در مدرسه حاضر شوند، در تمام طول ساعت كلاس در يك جا بنشينند، تكاليف خود را به‌صورت مرتب انجام دهند و... . اين قوانين و چارچوب‌ها براي كودكي كه تا پيش از اين، قرار گرفتن در چارچوب‌هاي زيادي را تجربه نكرده سخت و اضطراب‌آور است. براي حل مشكل بايد سعي كنيد پيش از آغاز مدرسه در خانه قوانين خاصي را وضع كنيد و از كودك بخواهيد در قالب آن قوانين رفتار كند. انعطاف پذيري معلمين و اولياي مدرسه در روزهاي اول هم مي‌تواند كمك زيادي به حل اين مشكل بكند. اضطراب جدايي از كجا مي‌آيد؟ عوامل مختلفي مي‌تواند باعث به‌وجود آمدن اضطراب جدايي در فرزند شما بشود اما مهم‌ترين نقش را ميان اين موارد مادر كودك بر عهده دارد. نخستين مسئله در بحث اضطراب توجه به وضعيت كودك از آغاز تولد تا 2 سالگي است. كودكاني كه در اين مدت روابط عاطفي مناسبي با مادرشان داشته‌اند و از پشتيباني عاطفي او در هر لحظه‌اي كه احتياج داشته بهره برده‌اند در سنين بالاتر كمتر به اضطراب جدايي مبتلا مي‌شوند. مسئله ديگر در بحث اضطراب، وابسته كردن بيش از حد كودك به مادر است. اگر شما در طول 6سال گذشته دائما و در هر لحظه مواظب كودك خود بوده‌ايد، به او چسبيده‌ايد و اجازه نداده‌ايد تا استقلال لازم را به‌دست بياورد حالا جدا شدن از شما براي چند ساعت در طول روز براي او سخت و دشوار خواهد بود. مادراني كه خود دچار استرس و اضطراب يا دچار وسواس در رفتار هستند همين حالات را به كودك خود منتقل كرده و باعث به‌وجود آمدن اضطراب در كودك مي‌شوند. بايد با دقت در رفتار كودك به‌دنبال ريشه‌هاي اضطراب او باشيد. كودكي كه پيش از آغاز سال تحصيلي و از همان روز اول با گريه و زاري و ترس وارد مدرسه مي‌شود احتمالا دچار مشكلات ريشه‌اي ناشي از برخورد خانواده است اما كودكي كه در روزهاي اول با آرامش به مدرسه رفته و حالا پس از چند روز، يكباره از رفتن به مدرسه فراري مي‌شود احتمالا در مدرسه با مشكلاتي مواجه شده است. جمله‌اي كه والدين هرگز نبايد بگويند - اگر فلان كار را انجام بدهي به معلمت مي‌گويم تا تنبيهت كند. - اگر اين لباس را بپوشي بچه‌ها به تو مي‌خندند. - از فلان دوست‌ات ياد بگير، ببين چه بچه خوبي است. - بايد تكاليفت را انجام بدهي، وگرنه معلمت تنبيهت مي‌كند و آبروي تو در كلاس مي‌رود. - اگر خوب درس نخواني از مدرسه بيرونت مي‌كنند. قابل توجه مديرها و معلم‌ها و ناظم‌ها حتما اكثر معلمين در اثر سال‌ها تجربه و دانش خود در زمينه ارتباط با بچه‌ها به خوبي مي‌دانند كه چگونه بايد با آنها برخورد كنند اما اين موارد صرفا براي يادآوري آورده شده‌اند. - تا حد توان محيط مدرسه و فضاي كلاس را شاداب و جذاب كنيد. - هواي بچه‌هاي كلاس اولي را داشته باشيد و در برابر آنها انعطاف بيشتري داشته باشيد. - بچه‌ها در اين سن هنوز عادت به نشستن طولاني مدت روي نيمكت‌ها راندارند. گاهي اوقات اجازه دهيد آنها در همان جاي خود بايستند. - هر كدام از بچه‌ها روحيه و شخصيت مختص به‌خود را دارند. سعي كنيد در برخورد با هر كدام از آنها به روحيه خاص او توجه كنيد. - مي‌توانيد براي روزهاي اول و درصورت مناسب بودن فضا حالت صندلي‌هاي كلاس را از شكل كلاسيك خارج كرده و مثلا گرد بچينيد. اين كار كمك زيادي به بچه‌ها براي تطبيق با محيط مي‌كند. - توجه داشته باشيد كه رفتار محبت آميز و محترمانه شما با بچه‌ها مي‌تواند شخصيت آينده آنها را تضمين كند و بي‌احترامي، تمسخر در جمع و تنبيه مي‌تواند روحيه و اعتماد به نفس بچه‌ها را تا آخر عمر تحت‌الشعاع قرار دهد. والدين بايد چه كار كنند؟ - با توجه به شناختي كه از كودك خود داريد انگيزه مناسبي براي مدرسه رفتن را در او به‌وجود بياوريد؛ مثلا ممكن است براي كودكي باسواد شدن انگيزه خوبي باشد و براي كودك ديگر توانايي خواندن كتاب‌هاي قصه. - در خانه و به‌طور غيرمستقيم از خاطرات خوب زمان مدرسه رفتن خود يا فرزندان بزرگ‌ترتان تعريف كنيد تا كودك دورنماي ذهني شيريني از مدرسه پيدا كند. - به همراه كودك به خريد آغاز سال تحصيلي برويد و اجازه دهيد بچه‌ها در چارچوب ارزشي تعريف شده شما، وسايل مورد نيازشان را با سليقه خودشان انتخاب كنند. - چند روز پيش از آغاز مدرسه ساعت خواب و بيداري او را تنظيم كنيد. - صبح نخستين روزي كه بچه‌ها به مدرسه مي‌روند اهميت زيادي در احساس كودك از مدرسه رفتن دارد. شب به موقع كودك را بخوابانيد. صبح به موقع او را بيدار كنيد. صبحانه مورد علاقه كودك را تهيه كنيد و به هيچ وجه عجله و اضطراب در رفتارهايتان بروز ندهيد. - به غر زدن بچه‌ها زياد توجه نكنيد و آنها را به مدرسه بفرستيد. - اگر كودكتان بيش از حد بي‌تابي مي‌كند مي‌توانيد چند روز اول در مدرسه همراه او بمانيد ولي توجه داشته باشيد كه زمان حضور شما بايد روزبه‌روز كمتر شود و بعد از 5-4روز كودك بايد به تنهايي به مدرسه برود. - بي‌تابي‌هاي جسمي كودك مثل سردرد و سرگيجه و دل درد و... بيشتر نمودهاي عصبي اضطراب او در رفتن به مدرسه هستند. آنقدر زياد به اين واكنش‌ها حساسيت و توجه نشان ندهيد كه كودك بفهمد مي‌تواند از اين راه به شما فشار بياورد اما اگر به هر دليلي كودك شما به مدرسه نرفت به او اجازه ندهيد در خانه بازي و تفريح كند و از او بخواهيد صرفا در رختخواب بماند. - از اولياي مدرسه بخواهيد در اثر شكايت‌هاي بهانه‌گيرانه كودك در روزهاي اول حتي الامكان او را به خانه نفرستند. - كودكان معمولا در صحبت‌هايشان بزرگ‌نمايي مي‌كنند. در برابر گزارش‌هاي آنها از مدرسه احساساتي نشده و زود تحريك نشويد.

تاريخ : دوشنبه هفتم مهر 1393 | 12:3 | نویسنده : |
 

قصه های خوب، برای بچه های خوب

 


در هر نقطه از دنیا، داستان پایه اصلی تفکر و ارتباط است. با گفتن داستان است که درمی‌یابیم چه اتفاقی برای چه کسی و چرا افتاده است. داستان‌ها این فرصت را در اختیار بچه‌ها قرار می‌دهند تا هم درباره داستان‌ها فکر کنند و هم آن‌ها را ملکه ذهن خود کنند.

با نقل داستان است که نه‌تنها چیزهایی درباره خودمان و دنیا درمی‌یابیم، بلکه همچنین یاد می‌گیریم چطور خود و دنیای خودمان را عوض کنیم و بسازیم. با داستان، چه داستان‌های شخصی و چه روایت داستان‌های سنتی یا معاصر، این امکان برای ما فراهم می‌آید که فکر خود را بسط دهیم و نیز چیزهایی درباره ساختار، نقش و اهداف زبان بیاموزیم.

کتاب خواندن کودک

داستان می‌تواند ما را که یادگیرنده هستیم، در یادگیری توانمند کند. با گوش دادن به داستان‌ها، ویژگی‌های نقل داستان ملکه ذهن بچه‌ها می‌شود، هم‌چنین از آن‌ها خواسته می‌شود در برابر ایده‌ها و عواطف قدرتمند واکنش نشان دهند. داستان‌ها این فرصت را در اختیار بچه‌ها قرار می‌دهند تا هم درباره داستان‌ها فکر کنند و هم آن‌ها را ملکه ذهن خود کنند.

پروفسور متیو لیپمن بنیان‌گذار برنامه فلسفه برای کودکان و نوجوانان می‌گوید: در اواخر سال‌های 1960 در دانشگاه کلمبیا واقع در نیویورک به درجه استادی فلسفه رسیدم. فکر می‌کردم دانشجویانم فاقد قدرت استدلال و قدرت تمییز داوری هستند؛ اما برای تقویت فراوان قدرت تفکر آن‌ها، دیگر بسیار دیر شده بود. به این نتیجه رسیدم که این کار باید در دوران کودکی انجام می‌گرفت. باید وقتی کودکان در یازده یا دوازده‌سالگی بودند یک سری دوره‌های درسی در خصوص تفکر انتقادی را می‌گذراندند.

اما برای تهیه موضوعی قابل‌فهم و مخاطب پسند، متون درسی باید به شکل داستان نوشته می‌شد؛ داستانی درباره کودکانی که در حال اکتشاف منطقی‌اند.

هم‌چنین خانم آن مارگارت شارپ که یکی از چهره‌های سرشناس و مۆثر در گسترش فلسفه برای کودکان و نوجوانان است، تفاوت میان متن فلسفی و داستان فلسفی را این‌گونه بیان می‌کند: «متن فلسفی تلاشی است برای ارائه فلسفه به نحوی منطقی و جامع که فاقد هرگونه تجربه ملموس است، در حالی‌که داستان فلسفی کوششی است که کودکان را به کندوکاو در مورد مفاهیم و شیوه‌های فلسفی ترغیب می‌کند. این ترغیب از طریق جای دادن مفاهیم و شیوه‌های فلسفی در خلال اتفاقات داستان است».

درگیر کردن کودک در بحث‌های فلسفی از طریق مطرح کردن داستان‌های فلسفی ابتکاری و خلاقانه به عنوان نقطه آغاز، تمرینی عادی به شمار می‌آید

یکی از مزیت‌های اصلی استفاده از داستان به‌عنوان محرکی برای فکر کردن در کلاس درس این است که داستان خوب توجه کودک را جلب کند و فکر او را مشغول می‌کند این امر گام اول و اساسی در چرخه یادگیری می‌باشد.

خواندن و گوش دادن به داستان‌ها، فضای ذهنی برای فکر کردن ایجاد می‌کند. اما کیفیت فکر کردن است که باید برای ما مهم باشد. همچنین، همه داستان‌های خوب، برانگیزاننده فعالیت‌های فکری مثل تصور کردن، حدس زدن و قضاوت کردن هستند. با محدود کردن بچه‌ها به ندای درون قضاوت‌های شخصی‌شان، فرصت‌هایی را که متن‌های خوب برای واکنش فکری فراهم می‌آوردند، محدود می‌کنیم.

هر داستان یا کتابی که کودکان می‌خوانند می‌تواند داستانی برای فکر کردن باشد. اگر معلم یا شریک خواندن شما داستان را با طرح سوال‌ها یا مضامینی برای بحث ارتقاء دهد.

با در نظر گرفتن کار بزرگ محققان و دانشورانی چون متیو لیپمن در انستیتو ترویج فلسفه برای کودکان و گارت ماتئوز از دانشگاه کورنل، درگیر کردن کودک در بحث‌های فلسفی از طریق مطرح کردن داستان‌های فلسفی ابتکاری و خلاقانه به عنوان نقطه آغاز، تمرینی عادی به شمار می‌آید. در این کلاس‌ها دانش آموزان داستان را با صدای بلند می‌خوانند یا بخشی از آن را اجرا می‌کنند. آموزگار هم به نوبه خود تلاش می‌کند محیطی مناسب برای بحث‌های ابتدایی و تبادل نظر بین دانش آموزان ایجاد کند، تا آنان به جای پاسخ دادن صرف به سۆال‌های آموزگار، تحریک شوند که در گفت وگوهای چندجانبه بین خود شرکت کنند.

کتاب خواندن کودک

هدف از کلاس‌های آموزش فلسفه برای کودکان، شکل دادن «جامعه ای پویا و پرسشگر» است. برنامه آموزشی، شامل 80 صفحه داستان فلسفی برای دانش آموزان و راهنمای آموزشی برای آموزگاران است. راهنمای آموزشی، شامل صدها تمرین و فعالیت برای برانگیختن تفکر فلسفی است، تا کمک کند مخاطب به سۆال‌های بزرگ تری در ذهن خود دست یابد.

باید رویکرد اصلی فلسفه برای کودکان را رویکرد داستانی بنامیم. البته نمی‌توان انتظار داشت که با به کار گرفتن این برنامه، شاهد پیشرفت‌های خیلی زیاد و خارق العاده ای در کودکان، آن هم در مدت زمان کوتاهی باشیم. گرچه این گفته به این معنی نیست که کودکان نمی‌توانند فلسفی فکر کنند یا از این فعالیت‌ها چیزی نمی‌آموزند. بسیاری از کسانی که در چنین برنامه‌هایی شرکت داشته‌اند، براساس تجربه‌هایشان معتقدند که کودکان از عهده این کار به خوبی برمی آیند.

 

 فرآوری: مریم کمالی نژاد

بخش خانواده ایرانی تبیان


منابع: کندوکاو فلسفی برای کودکان و نوجوانان، داستان هایی برای فکر کردن، داستانهای فکری، داستانهای عامیانه و آموزش فلسفه به کودکان

 



تاريخ : دوشنبه بیست و چهارم شهریور 1393 | 11:56 | نویسنده : |
 

 

السلام ای حضرت سلطان عشق
یا علی موسی الرضا ای جان عشق
السلام ای بهر عاشق سرنوشت
السلام ای تربتت باغ بهشت

ولادت باسعادت امام رضا (ع)

میلاد با سعادت هشتمین خورشید تابناک امامت و ولایت، حضرت امام رضا (ع) را به همه ایرانیان عزیز و پیروان آن حضرت، تبریک عرض می کنیم. به همین مناسبت در ادامه مطلب، تعدای از سخنان پر ارزش امام رضا (ع) و همچنین مجموعه ایی از اس ام اس های تبریک این روز را برای شما کاربران سایت "یک پند" آماده نموده ایم.

 

مجموعه سخنان گهر بار  امام رضا (ع) :

امام رضا (ع) فرمود:
خداوند، پر حرفی و تلف کردن ثروت و اظهار نیاز کردن زیاد از همنوعان را دشمن می دارد.

—————————-

امام رضا (ع) فرمود:
بیماری برای مؤمن، رحمت و موجب پاک شدن است و برای کافر، عذاب و لعنت است،
و بیماری از مؤمن زائل نمی شود تا اینکه گناهی بر گردن او نماند.

—————————-

امام رضا (ع) فرمود:

دین ندارد، کسی که ورع ندارد.
( ورع یعنی: انجام واجبات الهی و پرهیز از گناهان. ورع مرحله ی بالاتری از تقوا است.)

—————————-

امام رضا (ع) فرمود:

اولین عملی که از انسان محاسبه و بررسی می شود نماز است، چنانچه
صحیح و مقبول واقع شود بقیه ی اعمال و عبادات قبول میگردد وگرنه مردود خواهند شد.

—————————-

امام رضا (ع) فرمود:

باید هریک از شماها امر به معروف و نهی از منکر نمایید، وگرنه
شرورترین افراد بر شما تسلط یافته و آنچه که خوبان شما،
دعا و نفرین کنند مستجاب نخواهد شد.

—————————-

امام رضا (ع) فرمود:
مؤمن کسی است که چون نیکی کند مسرور می شود
و چون بدی کند، استغفار می کند.

—————————-

امام رضا (ع) فرمود:
هر کس در مجلسی نشیند که امر ما در آن زنده می شود، در روزیکه قلب ها می میرند، قلبش نخواهد مرد.

 

اس ام اس های تبریک ولادت امام رضا (ع) :

شمع جمع شاپرکهایی رضا
ای کلید ساده مشکل گشا
آن گل زیبا گل خوشبو تویی
ای رضا جان، ضامن آهو تویی
با نگاهت چون کبوتر کن، مرا
تا بگیرم اوج، خوشحال و رها

—————————-

ای پسر فاطمه، نور هدی
سبزترین باغ بهار خدا
با تو دل از غصه رها می شود
پاکتر از آینه ها می شود
ای گل گلزار خدا، یا رضا
آینه ی قبله نما یا رضا

میلاد هشتمین امام، هفتمین قبله و دهمین کشتی نجات
آقا امام رضا (ع) بر شما مبارکباد.

—————————-

حریمت قبله ی جانم/ بود حب تو ایمانم
تو را هر لحظه می خوانم/ رضا جانم، رضا جانم
منم مست ولای تو/ گدایم من گدای تو
نهادم سر به پای تو/ رضا جانم، رضا جانم

میلاد نور مبارک

—————————-

السلام ای حضرت سلطان عشق
یا علی موسی الرضا ای جان عشق
السلام ای بهر عاشق سرنوشت
السلام ای تربتت باغ بهشت

ولادت باسعادت سلطان، امیر و ولی نعمت تمام ایرانیان، حضرت رضا-ع مبارک.

—————————-

میلاد شمس الشموس، خسرو اقلیم طوس، شاه انیس النفوس،
برشما و خانواده ی گرامیتان، تبریک و تهنیت.

—————————-
دوباره بال وپر پروازم درآمد
دوباره عشق سویم با سر آمد
گشتم کبوتر تا دیار خانه زادی
تنها همین کار از دل عاشق برآمد
قصد زیارت کردم و اوجی گرفتم
روحی مرا در چار چوب پیکر امد
دور حرم چرخی زدم دیدم برای
جارو کشیدن جبرئیل شهپر آمد
بستم دخیلم را به یک جسم مشبک
گویا صدایی از دل آهن بر آمد
خوش آمدی ای زائر شوریده حالم
دلتنگ تو بودم در آفاق خیالم

—————————-

به گوش دل ندا آمد، که یار دلربا آمد …. به درد ما دوا آمد، رضا آمد، رضا(ع) آمد
خدا داد آنچه را وعده،‌ بشد در ماه ذیقعده … که آمد بهترین بنده، رضا آمد ، رضا آمد

—————————-

نقاره ها ز اوج مناره وزیده اند
مردم صدای آمدنت را شنیده اند
زیباتر از همیشه شده آستان تو
آقا! چقدر ریسه برایت کشیده اند

ولادت هشتمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت، آقا امام رضا علیه اسلام مبارکباد.

—————————-

کاش من یک بچه آهو می شدم
می دویدم روز و شب در دشتها
توی کوه و دشت و صحرا روز و شب
می دویدم تا که می دیدم تو را

بهترین شادباش ها تقدیم به شما،
بمناسبت میلاد امام علی بن موسی الرضا(ع)

—————————-

زآستان رضا سرخط امان دارم
رخ نیاز بر این پاک آستان دارم
اگر چه کم زغبارم، به شوق نکهت گل
همیشه جای، در این طرفه بوستان دارم
ز تیر حادثه مرغی شکسته بال و پرم
درین چمن به صد امید آشیان دارم

—————————-

امروز که سر بر حرمت می آیم
انگار تمام عشق کامل شده است
ای ضامن آهو! به غریبی سوگند
دل کندن ازاین ضریح مشکل شده است

—————————-

شمع جمع شاپرکهایی رضا
ای کلید ساده مشکل گشا
آن گل زیبا گل خوشبو تویی
ای رضا جان، ضامن آهو تویی
با نگاهت چون کبوتر کن، مرا
تا بگیرم اوج، خوشحال و رها

 



تاريخ : پنجشنبه سیزدهم شهریور 1393 | 10:5 | نویسنده : |
 

زندگينامه

سال 1326 بود که پا بر خاکدان هستي نهاد و در کوچه پس کوچه‌هاي خاکي حرم حضرت عبدالعظيم بزرگ شد، اما هنوز مدت کوتاهي نگذشته بود که به دليل شغل پدر به شهرهاي زنجان، کرمان و تهران رفت. سفر او را پخته‌تر کرد. خيلي زود لطافت روحش نمايان شد و او با سرودن شعر، نوشتن داستان و مقاله اين جوش و خروش را به صفحه کاغذ سپرد. بعضي اوقات نيز نقاشي مي‌کشيد، تا رازهاي درونش را برملا کند. دوره‌ي دبيرستان را که به پايان رساند در رشته معماري دانشکده هنرهاي زيبا دانشگاه تهران پذيرفته شد و آن‌جا پلي شد تا سيدمرتضي بتواند آن‌چه را که دوست دارد بياموزد. تا پايان دوره کارشناسي ارشد درس خواند اما بعدها گفت: "حقير داراي فوق‌ليسانس معماري از دانشکده هنرهاي زيبا هستم اما کاري را که اکنون انجام مي‌دهم نبايد به تحصيلاتم مربوط دانست. حقير هر چه آموخته‌ام از خارج دانشگاه است، بنده با يقين کامل مي‌گويم که تخصص حقيقي در سايه تعهد اسلامي به دست مي‌آيد ولاغير..." قبل از پيروزي انقلاب با سينما آشنا بود اما فقط در حوزه ادبيات فعاليت داشت، اما حضور امام (ره) و تحولات عظيم انقلاب او را نيز متحول ساخت تا آن‌جا که تمام نوشته‌هايش را در چند گوني ريخت و سوزاند. اين‌جا بود که تصميم گرفت ديگر چيزي از حديث نفس ننويسد و خود را در عشق به الله فاني سازد. سال 1357 تجربه‌اي تازه را از زندگي آغاز کرد و با مريم اميني همراه و همسفر شد. سال بعد (1358) در جهادسازندگي به فعاليت پرداخت، به روستاها رفت تا به قول خودش براي خدا بيل بزند. اما يک‌باره تصميم گرفت تا زندگي هموطنانش را به تصوير بکشد و اين گونه مظلوميت اين ملت را به جهانيان نشان دهد. او از غائله گنبد، سيل خوزستان، ظلم خوانين (مستند خان گزيده‌ها) و غائله خسرو و ناصر قشقائي فيلم‌برداري کرد. پس از آن نيز در جبهه‌هاي نبرد حاضر شد از خرمشهر که هنوز سقوط نکرده بود شروع کرد و بعد مجموعه حقيقت را در آبادان ساخت. سيدمرتضي همزمان با ساخت مستندهاي جنگي از فعاليت‌هاي مطبوعاتي نيز غافل نشد. اواخر سال 1362 مقالاتي براي ماهنامه "اعتصام" ارگان انجمن اسلامي نوشت و انديشه‌هايش را در حوزه سياسي، اعتقادي به روي صفحه کاغذ آورد و تا سال 1365 آنچه را که در دل و ذهن داشت در نشريات مختلف به رشته تحرير درآورد. بعد از پيروزي رزمندگان در عمليات والفجر 8 و فتح فاو مجموعه زيباي روايت فتح کار خود را آغاز کرد و تا پايان جنگ به صورت منظم از تلويزيون پخش شد. مرتضي آويني که بيش از 70 برنامه از دلاوري رزمندگان با اين نام ساخت در مصاحبه‌اي عنوان کرد: «انگيزه دروني هنرمنداني که در واحد تلويزيوني جهادسازندگي جمع آمده بودند و آن‌ها را به جبهه‌هاي دفاع مقدس مي‌کشاند نه وظايف و تعهد اداري- کارمندي نمي‌توانست در اين عرصه منشاء فعل و اثر باشد. گروه‌هاي فيلم‌برداري ما با همان انگيزه‌هايي که رزم‌آوران را به جبهه کشانده بود، کار مي‌کردند... مي‌دانيد زنده‌ترين روزهاي زندگي يک مرد آن روزهايي است که در مبارزه مي‌گذراند و زندگي در تقابل با مرگ است که خودش را نشان مي‌دهد. او در ماه محرم سال 1366 نگارش کتاب فتح خون را آغاز کرد، سال 1367 يک ترم در مجتمع دانشگاهي هنر تدريس کرد ولي چون مفاد مورد نظرش براي تدريس با طرح درس‌هاي دانشگاهي هم‌خواني نداشت از ادامه تدريس صرف ‌نظر کرد. اما مجموعه مباحثي که براي تدريس فراهم شده بود با سبط و شرح و تفسير بيش‌تر در مقاله بلندي به نام "تأملاتي در ماهيت سينما" که در فصل‌نامه فارابي به چاپ رسيد و بعد ادامه بحث را در سال 1368 در ماهنامه سوره منتشر کرد. سال 1368 تا 1372 دوران اوج فعاليت مطبوعاتي آويني است. آثار او در طي اين دوره نيز موضوعات بسيار متنوعي را شامل مي‌شود. اواخر سال 1370 مؤسسه فرهنگي "روايت فتح" به فرمان مقام معظم رهبري تأسيس شد تا به کار فيلم‌سازي مستند و سينمايي درباره دفاع مقدس بپردازد و تهيه مجموعه روايت فتح را که بعد از پذيرش قطع‌نامه رها شده بود، ادامه دهد. او نيز طي مدتي کمتر از يک سال کار تهيه 6 برنامه از مجموعه 10 قسمتي شهري در آسمان را به پايان رساند. پس از آن نيز در مناطق عملياتي حضور يافت تا بار ديگر حماسه مردان دلير عصر خميني کبير (ره) را يادآوري نمايد. سيدمرتضي آويني سرانجام مزد سال‌ها تلاشش را براي ثبت مظلوميت سربازان اسلام در روز بيستم فروردين ماه سال 1372 در قتلگاه فکه گرفت و در روز جمعه به آسمان بيکران شهادت بال گشود.

 

 

 



تاريخ : دوشنبه سیزدهم مرداد 1393 | 10:35 | نویسنده : |



 

 

میر گل ها(نگاهی نو به زندگی و شخصیت امام علی علیه السلام)
مولف:حسین سیدی
ناشر:انتسارات اشکذر
ناشر همکار:نسیم اندیشه
نوبت چاپ:اول-1391
شمارگان:2000 نسخه
قیمت:5000 تومان


فصل اول:خویشتن
فصل دوم:خدا
فصل سوم:دیگران
فصل چهارم:طبیعت



از پیامبر شنیدم که می فرمود:ای علی!تو در میان امت من،به سان سوره ی توحید [والا مقام] هستی.کسی که تو را با دلش دوست بدارد،گویا یک سوم قرآن را خوانده است.شخصی که تو را در دلش دوست بدارد و با زبانش یاری کند،گویی دو سوم قرآن را خوانده است.فردی که تو را در دلش دوست بدارد و با زبان و دستش یاری کند،گویا قرآن را سراسر خوانده است.

رفتارش با عایشه را می دانید؛چون بر او پیروز شد؛احترامش کرد و وی را با بیست زن از قبیله ی عبدالقیس به مدینه فرستاد.بر سر آنان عمامه گذاشت و شمشیر بر آن ها آویخت.در میانه ی راه،عایشه چنان از حضرت بدگویی کردکه نمی توان آن حرف ها را بازگو کرد!...چون به مدینه رسیدند،زنان عمامه هایشان را فرو افکندند و بدو گفتند:ما زن بودیم.

آن که در جست و جوی چیزی [و هدفی[ باشد،به [تمام]آن یا بخشی از آن می رسد.

سه کار است که انجام آن خجالت ندارد:خدمت میزبان به مهمان؛برخاستن به احترام پدر و مادر و آموزگار خویش؛وحق را باز پس گرفتن،گرچه اندک باشد.

هیچ انسانی شوخی نکند،جز آن که مقداری از خردش را از دهانش پرانده است.

کم خردترین انسان کسی است که گمان کند خردمندترین است.

مردان زیرک کسانی هستند که رازشان را از دوستانشان پنهان می کنند؛دوستانی که هنگام خشم،از آن [سوء] استفاده می کنند.

مجاهدی که بامدادان در راه خدا از خانه بیرون می آید،ارجمند تر از کسی نیست که در جست و جوی [درآمد]مناسب برای همه و فرزندان خویش بامدادان بیرون می رود.

در پی ستایش برآمدم،آن را جز در سخاوت نیافتم.گشاده دست باشید تا ستایشتان کنند.

شادابی و تفریح،غذای روان اند.امام علی علیه السلام نقل می کند:
شبی در مدینه باران فراوانی بارید و آبگیر هایی پدید آمدند.فردا صبح رسول گرامی به من فرمود:بیا به صحرای عقیق برویم و زیبایی آب های جمع شده در گودال ها را تماشا کنیم.همراه ایشان به دشت رفتیم و آبگیرها را تماشا کردیم.

معاویه در دیداری که قیس-پسر سعد-با او داشت درباره ی شخصیت امام علی گفت:
خدا ابالحسن را بیامرزد!او خوش،خندان و بسیار شوخ طبع بود.

شوخ بودن ایشان تا بدان حد بود که روزی سلمان به او گفت:همین کارت باعث شد تا[تا به جای خلیفه ی نخست]چهارمین خلیفه شوی.و دیگران می گفتند:اگر شوخی هایش نبود؛از همه سزاوارتر به خلافت بود.زیرا در دیدگاه آنان،ویژگی یک مدیر برجسته ،تند خویی بود تا مردمان؛بیمناک از وی پیروی کنند.
روزی خلیفه ی اول و دوم،در دو طرف امام با ایشان ره می سپردند.قد حضرت اندکی از آن ها کوتاه تر بود.خلیفه ی دوم به طنز گفت:تو در میان ما مثل حرف نون در واژه ی لنا هستی.
حضرت بی درنگ پاسخ داد:اگر من میان شما نبودم،شما هیچ[=لا] بودید.

هماره مظلوم بوده ام؛از زمانی که مادر مرا زایید.حتی عقیل چشم درد گرفته بود.می گفت اجازه نمی دهم به من نیشتر بزنید،مگر اول علی را نیشتر بزنید؛در حالی که چشمم درد نمی کرد.

هر خونی را که پیامبر صلی الله علیه و آله با شمشیر علی علیه الشلام و دیگران در راه اسلام ریخت،بعد از رحلت او به پای علی گذاشتند و چون نتوانستند از پیامبر انتقام بگیرند،عقده ها و کینه های خود را بر سر وی خالی کردند؛زیرا کسی از او به پیامبر نزدیک تر نبود.در میان عرب جاهلی،این شیوه مرسوم بود که هر گاه کسی از آن ها کشته می شد،از قاتلش انتقام  می گرفتند و اگر قاتل می مرد یا نمی توانستند خون مقتول را از وی بطلبند،از کسی که به او نزدیک تر بود،انتقام می کشیدند.

هر کدام از شما می خواهد جایگاه خودش را نزد آفریدگار بداند،بنگرد هنگام گناه کردن،خداوند در نزد او از چه منزلتی برخوردار است.

از زبان پیامبر گرامی نقل می کرد:وارد بهشت شدم،دیدم بیشتر بهشتیان کسانی هستند که ایام البیض روزه می گیرند.

محبوب ترین آیه در نزد او ،آیه چهل و هشتم از سوره ی نساء بود:ان الله لایغفر ان یشرک به و یغفر ما دون ذلک لمن یشاء.

همانا برای جان هایتان بهایی[بسیار زیاد]است،پس آن ها را جز به بهشت نفروشید.

هیچ عملی به اندازه ی دیدن انسان در حال سجده بر شیطان دشوار نیست.

لغزیدن گه گاه افراد را طبیعی می دانست و می فرمود:اسب رهوار[نیز]گاه می لغزد.

کسی که خود را در معرض تهمت قرار دهد،پس فردی را که به او بدگمان شده سرزنش نکند.

روزگار دو روز است:روزی به نفع تو و روزی به ضرر تو؛پس هرگاه برای توست،شادمانی[بیش از حد]و سرکشی نکن؛و هرگاه به ضرر توست،[آن نیز بگذرد]پس شکیبایی پیشه کن.

کم خردترین نادان کسی است که از دشتام گویی به مردم شادمان شود!

هر چیزی بذری دارد؛و بذر دشمنی،شوخی است.

روزی زره گمشده ی خویش را در دست مردی یهودی دید.فرمود:این زره،مال من است.یهودی انکار کرد و گفت:زره در دست من است؛شما که ادعای مالکیت آن را داری،باید دلیل بیاوری.

چون حضرت شاهدی بر گفتار خود نداشت،شریح،قاضی محکمه ی کوفه،به نفع یهودی حکم صادر کرد.یهودی با مشاهده همسانی امام با دیگر قشرهای جامعه و حتی یک فرد غیر مسلمان در برابر قانون،گفت:
او راست می گوید.زره مال اوست و در جنگ صفین،از اسبی خاکستری رنگ بر زمین افتاد و من برداشتم.مرد،مسلمان شد.امام بدو فرمود:اینک که مسلمان شدی،زره را به تو بخشیدم.

زنان نزد شما،امانت یزدان اند؛پس آنان زیان نرسانید و [در مشکلات]تنهایشان نگذارید.

از هر چیز تازه اش را برگزین و از دوستان،دیرینه ترینشان را.

به دوستت کاملا مهر بورز؛اما اطمینان کامل به او مدار؛او را با خویش یکسان شمار؛اما تمام رازهایت را به او مگو.

شیرین زبانی را از عوامل دوست یابی می شمرد.

شوخی را از عوامل جدایی دوستان از یکدیگر می دانست.

خوب غذا خوردن کسی را در منزل دیگری،نشانه ی علاقه ی مهمان به میزبان می دانست و می فرمود:از مهمانی خوشم می آید که خوب در منزلم غذا می خورد.این کار او [نشانه ی صمیمیت و]باعث شادمانی من می شود.

با کسی همسفر نشو که حقی که تو برایش قایلی،او برایت قایل نیست.

برای [هر] خانه،آبرویی است و آبروی آن،حیاط بزرگ و همسایگان شایسته است؛برای خانه برکتی است و برکت آن جای خوب بودن،وسعت حیاط  و خوش همسایگی همسایگان آن است.






 

 



تاريخ : دوشنبه سیزدهم مرداد 1393 | 10:16 | نویسنده : |
انسان موجودی کمال جو است که برای رسیدن به این کمال همه امکانات در اختیار او قرار گرفته است . «وسخر لکم ما فی السموات وما فی الارض جمیعا منه » (1) ; «و آنچه در آسمانها و زمین است همه را از سوی خودش مسخر شما ساخت .»

بی شک در اختیار گرفتن همه امکانات بدان جهت است که انسان مراتب کمال را بصورت صعودی طی کند و بیش از پیش به موفقیتهایی چه در ابعاد مادی و چه معنوی دست یابد .

برای رسیدن به اهداف و خواسته های مورد نظر و چشیدن طعم شیرین موفقیت، شرایط و عواملی لازم است تا در سایه بکار بستن آنها، بهتر بتوان به آن اهداف دست یافت . در این نوشتار از عواملی سخن می گوییم که از منظر امام علی علیه السلام ما را در رسیدن به موفقیت کمک می کند .

1 . توفیق الهی

هر انسانی در انجام کارها، نیازمند عنایت و توفیق از جانب خداوند عالمیان است و تا لطف الهی شامل حال او نشود، موفق به انجام کارها نخواهد شد و هر کوششی بدون توفیق الهی صورت گیرد، سودی نخواهد داشت . حضرت علی علیه السلام فرمودند: «لا ینفع اجتهاد بغیر توفیق; (2) کوششی که با توفیق همراه نباشد سودی ندارد .»

از سوی دیگر هر کسی برای رسیدن به هدف و آرزوی خود نیازمند راهنماست، تا در طول مسیر او را همراهی کند . توفیق الهی بهترین راهبری است که انسان را به سوی خوبیها و کارهای خدا پسندانه رهبری می کند . به فرمایش حضرت علی علیه السلام: «لا قائد خیر من التوفیق; (3) راهنمایی بهتر از توفیق وجود ندارد .»

سفرای الهی نیز خود را بی نیاز از توفیق الهی نمی دانستند و در همه حال از خدای منان خواهان آن بودند . قرآن کریم از قول حضرت شعیب علیه السلام می فرماید: «وما توفیقی الا بالله » (4) ; «توفیق من جز به خدا نیست .» امیرمؤمنان علی علیه السلام نیز در پاسخ به نامه ای به معاویه فرمودند: «وما توفیقی الا بالله (5) ; توفیق من جز به خدا نیست .»

البته داشتن توفیق الهی نیازمند تلاش و کوشش است و تا تلاشی صورت نگیرد، خواستن توفیق الهی نه تنها پسندیده نیست، بلکه نوعی خویشتن را به سخره گرفتن است، چنان که حضرت رضا علیه السلام فرمودند: «من سال الله التوفیق ولم یجتهد فقد استهزء بنفسه; (6) کسی که از خداوند توفیق را مسئلت نماید، ولی کوشش نکند، خود را به تمسخر گرفته است .»

2 . دینداری و تقوی

اطاعت از خداوند و دینداری، اولین پایه رستگاری است . رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله همین که برای اولین بار در میان مردم ظاهر شد و بعثت خود را آشکار کرد، فرمود: مردم! بگویید «لا اله الا الله » تا رستگار شوید . امیرمؤمنان علیه السلام نیز از خداوند سلامت در دین را طلب می نمود و می فرمود: «نساله المعافاة فی الادیان کما نساله المعافاة فی الابدان; (7) از او سلامت در دین را خواهانیم آنگونه که تندرستی را از او درخواست داریم .»

دینداری و تقوای الهی از جمله عواملی است که انسان را در رسیدن به آرزوهای دنیوی و اخروی و کسب موفقیتها کمک می کند . علی علیه السلام در این باره می فرماید: «فان تقوی الله مفتاح سداد وذخیرة معاد وعتق من کل ملکة ونجاة من کل هلکة; (8) همانا ترس از خدا کلید هر در بسته، و ذخیره رستاخیز و عامل آزادگی از هرگونه بردگی و نجات از هرگونه هلاکت است .»

امام علی علیه السلام در جای دیگری درباره نقش تقوی و دینداری در رساندن انسان به اهداف و رفع مشکلات می فرمایند:

«فمن اخذ بالتقوی غربت عنه الشدائد بعد دنوها واحلولت له الامور بعد مرارتها وانفرجت عنه الامواج بعد تراکمها واسهلت له الصعاب بعد انصابها وهطلت علیه الکرامة بعد قحوطها وتحدبت علیه الرحمة بعد نفورها وتفجرت علیه النعم بعد نضوبها ووبلت علیه البرکة بعد ارذاذها; (9)

پس کسی که تقوا را انتخاب کند، سختیها بعد از نزدیک شدنشان، از او دور گردند، و کارها پس از تلخیها برای او شیرین و امواج مشکلات پس از متراکم شدن بر طرف خواهند شد و مشکلات پس از آنکه او را وامانده کرد آسان می شود و مجد و بزرگی از دست رفته [چون قطرات باران] بر او فرو می بارند، رحمت بازداشته [حق] به او باز می گردد، و نعمتها [ی الهی] پس از فرو نشستن، برای او به جوشش می آیند و برکت تقلیل یافته برای او فزونی گیرد .»

3 . استفاده از فرصتها

برای هر کسی در زندگی فرصتهایی پیش می آید که گاه در اثر جهل و عدم آگاهی، بی توجه از کنار آن گذر می کند . فرصتها چون ابر بهاری در گذرند (10) و با از دست رفتن جز غصه چیزی بر جای نمی گذارند (11) . اگر انسان به موقعیتهای بدست آمده، بیشتر توجه کند و متوجه باشد که برای هر چیزی وقت مشخصی است و سرآمدی معین (12) ، از ثانیه ثانیه های این فرصتها، بیشترین و بهترین استفاده را می کند .

استفاده بهینه از فرصتهای بدست آمده و کار امروز را برای فردا نگذاشتن و حساسیت روی ثانیه های عمر داشتن، از جمله عواملی است که موجب موفقیت انسان در تمامی زمینه ها چه در مسائل اجتماعی - سیاسی و چه مسائل معنوی می شود .

حضرت علی علیه السلام درباره این رمز موفقیت چندین نکته را متذکر می شوند .

الف) ضرورت استفاده از فرصتهای نیک

امام علی علیه السلام می فرمایند: «کل معاجل یسال الانظار وکل مؤجل یتعلل بالتسویف; (13) آنان که وقتشان پایان یافته خواستار مهلتند و آنان که مهلت دارند کوتاهی می ورزند .» پس آنان که هنوز حسرت فرصتهای از دست رفته را نخورده اند، بهوش باشند و چونان صیادی تیز بین و زبردست، اگر طالب موفقیتند لحظه لحظه فرصتهای بدست آمده را صید کنند .

ب) لزوم عمل در ایام فراغت و سلامت جسم

حضرت فرمودند: «فلیعمل العامل منکم فی ایام مهله قبل ارهاق اجله وفی فراغه قبل اوان شغله وفی متنفسه قبل ان یؤخذ بکظمه; (14) هر کس از شما که اهل عمل است باید عمل کند در روزگاری که مهلت دارد پیش از آنکه مرگ فرا رسد و در ایام فراغتش پیش از آنکه گرفتار شود و در ایام رهایی اش پیش از آنکه گلوگاه او [به وسیله مرگ] گرفته شود .»

ج) سعی در استفاده هرچه بیشتر از فرصتها

در زندگی هر انسانی، فرصتهای اندکی پیش می آید که اگر خوب استفاده شود، یک عمر از آن بهره برداری می شود . پس، از موقعیتهای بدست آمده باید با حداکثر توان بهره جست که غروب طلایی هر روز را فقط یک بار می توان تجربه کرد .

سعدیا دی رفت، فردا همچنان موجود نیست

در میان این و آن فرصت شمار امروز را

علی علیه السلام در این باره فرمودند: «بادروا بالاعمال عمرا ناکسا او مرضا حابسا او موتا خالسا; (15) بسوی اعمال [نیکو بشتابید پیش از آنکه عمرتان پایان پذیرد یا بیماری مانع شود و یا تیر مرگ شما را هدف قرار دهد .»

× × ×

گوهر وقت بدین تیرگی از دست مده

آخر این در گرانمایه بهایی دارد

صرف باطل نکند عمر گرامی پروین

آنکه چون پیر خرد راهنمایی دارد

فرخ آن شاخک نو رسته که در باغ وجود

وقت رستن هوس نشو و نمایی دارد (16)

4 . خویشاوندان

خانواده به عنوان اولین کانونی که شخصیت انسان در آن شکل می گیرد، دارای اهمیتی خاص است . والدین که در تربیت اولاد، هسته مرکزی مجموعه عظیم خویشاوندان را تشکیل می دهند، با الگو دهی مناسب و فراهم کردن فضایی مطلوب در خانواده، نقش بسزایی در شکل گیری و شکوفایی استعدادهای اعضای خانواده ایفا می کنند . مسیر خوشبختی و یا خدای نکرده عکس آن، در خانواده پی ریزی می شود که البته نقش تک تک اعضاء خانواده قابل توجه است .

حضرت علی علیه السلام خویشاوندان را به بالهایی تشبیه می کند که انسان را در صعود به اهداف عالی کمک می کنند و در صورت نبود یا قطع رابطه با آنان، انسان در رسیدن به آرزوها و اهداف تعیین شده دچار مشکل می شود . آن حضرت می فرمایند:

«واکرم عشیرتک فانهم جناحک الذی به تطیر واصلک الذی الیه تصیر ویدک التی بها تصول; (17) خویشاوندانت را گرامی دار، زیرا آنها پر و بال تو می باشند که با آن پرواز می کنی و ریشه تو هستند که به آنها باز می گردی و دست [نیرومند] تو می باشند که با آن حمله می کنی .»

امام علی علیه السلام درباره نقش اساسی این کانون گرم در رساندن انسان به هر موفقیتی فرمودند:

«ایها الناس انه لا یستغنی الرجل وان کان ذا مال عن عترته ودفاعهم عنه بایدیهم والسنتهم وهم اعظم الناس حیطة من ورائه والمهم لشعثه واعطفهم علیه عند نازلة اذا نزلت به; (18) ای مردم، انسان هر مقدار که ثروتمند باشد، از خویشاوندان خود بی نیاز نیست که از او با زبان و دست دفاع کنند . خویشاوندان انسان، بزرگترین گروهی هستند که از او حمایت می کنند و اضطراب [و ناراحتی] او را می زدایند، و در هنگام مصیبتها، نسبت به او پرعاطفه ترین مردم می باشند .»

5 . تلاش و کوشش

برای مقابله با مشکلات و پیروزی بر آنها، اراده ای آهنین لازم است تا انسان از نیروهای نهفته در وجود خود، بیشترین بهره را ببرد . دست روی دست گذاشتن هنر نیست، چراکه مردان بزرگ در سایه سعی و تلاش، قله های پیروزی را فتح می کنند .

سعی و تلاش از جمله عواملی است که انسان را در رسیدن به اهداف و خواسته هایش کمک می کند . امام علی علیه السلام همگان را به تلاش فرا می خوانند و می فرمایند: «فعلیکم بالجد; (19) بر شما باد تلاش و کوشش .» چرا که «لا یدرک الحق الا بالجد; (20) حق جز با تلاش و کوشش بدست نمی آید .»

حضرت در توصیه های خویش به فرزندشان امام مجتبی علیه السلام فرمودند: «فاسع فی کدحک; (21) نهایت کوشش را در زندگی داشته باش .» دلیل این امر این است که عاقبت، هر جوینده ای یابنده است . «من طلب شیئا ناله او بعضه; (22) آن کس که در تلاش و طلب چیزی باشد، یا به همه آن و یا لااقل به قسمتی از آن دست خواهد یافت .»

علی علیه السلام گاه جهت به راه انداختن انسانها برای فعالیت و تلاش در زندگی، از تلاش و کوشش موجودات دیگر مثال می زند تا همگان از کار و فعالیت آنها درس تلاش بگیرند و در زندگی خود جدیت داشته باشند . در یکی از خطبه ها، از تلاش و فعالیت مورچه سخن می گوید: «انظروا الی النملة فی صغر جثتها ... کیف دبت علی ارضها وصبت علی رزقها تنقل الحبة الی حجرها وتعدها فی مستقرها، تجمع فی حرها لبردها وفی وردها لصدرها; (23) به مورچه و کوچکی چثه آن بنگرید ... که چگونه روی زمین راه می رود و برای به دست آوردن روزی خود تلاش می کند; دانه ها را به لانه خود منتقل می سازد و در جایگاه مخصوص نگه می دارد، در فصل گرما برای زمستان تلاش کرده، و به هنگام درون رفتن، بیرون آمدن را فراموش نمی کند .»

گاه حضرت فرزندش امام مجتبی علیه السلام را به تلاش در جهاد فرا می خواند که «وجاهد فی الله حق جهاده ولا تاخذک فی الله لومة لائم; (24) در راه خدا تا سرحد توان تلاش کن و هرگز سرزنش سرزنش گران تو را از تلاش در راه خدا باز ندارد .»

سیره عملی حضرت امیر علیه السلام چه در کار و فعالیت سیاسی و چه در فعالیتهای اجتماعی، بر تلاش و کوشش استوار بود . برای هر کسی که ادعای پیروی حضرتش را دارد لازم است به مولایش تاسی کرده، تا آخرین توان تلاش کند تا در سایه این تلاشها از عمر خویش بهترین استفاده را بکند و راه موفقیت را برای خود هموار گرداند .

جهد را بسیار کن، عمر اندکی است

کار را نیکو گزین، فرصت یکی است

کاردانان چون رفو آموختند

پاره های وقت بر هم دوختند

عمر را باید رفو با کار کرد

وقت کم را با هنر، بسیار کرد

کار را از وقت، چون کردی جدا

این یکی گردد تباه، آن یک هبا (25)

 

6 . داشتن هدف

داشتن هدف در زندگی از لوازم اصلی حیات سعادتمندانه و معنادار است . انسان زمانی امنیت خاطر و آرامش دارد که افق روشنی برای آینده خود ترسیم کند و با انگیزه و رضایت درونی برای رسیدن به آنچه در آن افق مد نظر دارد، تلاش کند . بدترین الت برای آدمی، زمانی است که احساس سرگردانی کند و بلاتکلیف بماند .

هم چنان که همه مخلوقات از بزرگترین آنها گرفته تا کوچکترین موجودات، بر پایه هدفی خلق شده اند، انسان هم - که اعجوبه خلقت است - در این چرخه هستی بدون هدف نیست . به فرمایش امام علی علیه السلام: «فما خلق امرؤ عبثا; (1) کسی بدون هدف [و بیهوده آفریده نشده است .»

انسانی که بدون هدف خلق نشده، کارها و اعمالش باید بر پایه هدفی صورت بگیرد . در این عمر کوتاه زندگی، رسیدن به همه اهداف و آرزوها ممکن نیست، بنابراین باید هدفی را که ارزشمندتر است انتخاب نمود . اگر اهداف متفاوت و متعدد دنبال شود نتیجه ای جز شکست و ناکامی نخواهد داشت: «من اوما الی متفاوت خذلته الحیل; (2) کسی که به کارهای مختلف بپردازد، نقشه ها [و پیش بینیهایش] به جایی نمی رسد .» و اگر بجایی هم رسید مسائل مهمتر را ضایع خواهد کرد، چنان که علی علیه السلام فرمودند: «من اشتغل بغیر المهم ضیع الاهم; (3) کسی که به امور غیر مهم بپردازد، مسائل مهم تر را ضایع می سازد .»

کسی که دنبال موفقیت در کارهاست باید در ابتدای امر، هدف خود را مشخص کند و بعد از اینکه مهمترین هدف را شناسایی کرد، با تمام توان جهت رسیدن به آن تلاش نماید، چرا که موفقیت انسان در کارهایی است که فکر و اندیشه را در همان کار بکار می گیرد . امام علی علیه السلام فرمودند: «ان رایک لا یتسع لکل شی ء ففرغه للمهم; (4) فکر تو وسعتی که همه امور را فرا بگیرد ندارد، پس آن را برای امور مهم فارغ بگذار .»

البته به این نکته نیز باید توجه کرد که انسان برای رسیدن به هدف مجاز نیست از هر وسیله ای استفاده کند . به دیگر سخن هیچ وقت هدف وسیله را توجیه نمی کند، علی علیه السلام در این زمینه فرمودند: «ما ظفر من ظفر الاثم به والغالب بالشر مغلوب; (5) کسی که گناه به وسیله او پیروز شود، پیروز نیست و کسی که با بدی غلبه کند، شکست خورده است .»

7 . داشتن همت

یکی از نیروهای نهفته در وجود انسان، قوه اراده است که اگر به پرورش و تقویت آن پرداخته شود، بسیاری از مشکلات روحی و جسمی را می توان درمان نمود . داشتن اراده ای قوی و همتی عالی، از نشانه های مؤمن است . علی علیه السلام در بیان صفات مؤمن می فرمایند: «بعید همه; (6) همتش بلند است .»

حضرت امیر علیه السلام قدر هر انسانی را به اندازه همتش می داند و می فرماید: «قدر الرجل علی قدر همته; (7) قیمت و ارزش آدمی به قدر همت اوست .»

همت بلند دار که مردان روزگار

از همت بلند به جایی رسیده اند

همت بلند دار که نزد خدا و خلق

باشد به قدر همت تو اعتبار تو (8)

از نکات قابل توجه در این بحث این است که بلند همتی با تن پروری سازگار نیست . طالب موفقیت باید خود را از تن پروری بدور کند و با تمام توان خود، به تلاش و کوشش بپردازد . علی علیه السلام می فرمایند: «فشدوا عقد المازر واطووا فضول الخواصر ولا تجتمع عزیمة وولیمة; (9) پس کمربندها را محکم ببندید و دامن همت بر کمر زنید که به دست آوردن ارزشهای والا با خوشگذرانی میسر نیست .» همچنین باید از همراهی با انسانهای دون همت و بدون پشتکار پرهیز کرد و بر آنها تکیه نزد . آن حضرت توصیه کردند: «ولا تامنن ملولا; (10) بر آنکس که پشت کار ندارد تکیه مکن .»

آفت دونان به عالی همتان هم می رسد

دایما از کج نهادن پای سر دارد خطر (11)

8 . داشتن دوست خوب

خداوند انسان را موجودی نیازمند به غیر خلق کرده است یعنی جامعه انسانها طوری است که هر کسی به دیگری محتاج است . در این میان نقش گروه همسالان و بخصوص دوستان حساس و خطیر است . درباره نقش دوستان همین نکته کافی است که شخصیت هر انسان را در اجتماع با دوستان او می سنجند، همچنان که حضرت علی علیه السلام فرمودند: «فان الصاحب معتبر بصاحبه; (12) هر کس را از آن که دوست اوست، می شناسند .»

شکی نیست که دوستان هر انسانی، اساسی ترین نقش را در موفقیت او ایفا می کنند و گاهی در اثر کم توجهی و یا بی توجهی، همین دوستان به اصطلاح صمیمی، مایه بدبختی و هلاکت می شوند . حضرت علی علیه السلام فرزند خود را از مصاحبت با دوستان ناباب برحذر می دارند و می فرمایند: «یا بنی ایاک ومصادقة الاحمق فانه یرید ان ینفعک فیضرک وایاک ومصادقة البخیل فانه یقعد عنک احوج ما تکون الیه وایاک ومصادقة الفاجر فانه یبیعک بالتافه وایاک ومصادقة الکذاب فانه کالسراب، یقرب علیک البعید ویبعد علیک القریب; (13) پسرم! از دوستی با احمق بپرهیز، چرا که می خواهد به تو نفعی رساند اما دچار زیانت می کند، از دوستی با بخیل بپرهیز، زیرا آنچه را که سخت به آن نیاز داری از تو دریغ می دارد . و از دوستی با بدکار بپرهیز که با اندک بهایی تو را می فروشد . و از دوستی با دروغگو بپرهیز که او به سراب بماند; دور را برای تو نزدیک و نزدیک را برای تو دور می نمایاند .»

تا توانی می گریز از یار بد

یار بد بدتر بود از مار بد

مار بد تنها تو را بر جان زند

یار بد بر جان و بر ایمان زند

به همان اندازه که دوستان صالح و خوب انسان را در رسیدن به موفقیت کمک می کنند، دوستان نااهل نیز به همان اندازه او را از مرحله موفقیت پرت می نمایند . همنشینی با بدان گذشته از اینکه بر روی انسان تاثیر بد می گذارد و مایه قساوت قلب می شود، ممکن است انسان را در قهر و عذاب الهی سهیم گرداند .

در آغاز بعثت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در میان بت پرستان حجاز فردی بنام «عقبة بن ابی معیط » بود، وی در حالی که مشرک و بت پرست بود، میهمان نواز هم بود . روزی پیامبر صلی الله علیه و آله بر او می گذشت، عقبه از آن حضرت خواست که با وی غذا بخورد . حضرت به او فرمود: بر سر سفره تو نمی نشینم مگر آنکه مسلمان شوی . عقبه وقتی دید که پیامبر صلی الله علیه و آله برای نشستن بر سفره او این چنین شرطی گذاشته است، شهادتین بر زبان جاری کرد و مسلمان شد . در عین حال عقبه دوستی به نام «ابی » داشت، او وقتی از این واقعه با خبر شد، با ناراحتی و عصبانیت نزد عقبه آمد و وی را مورد سرزنش قرار داده و گفت: تو از دین خودت خارج شدی؟ عقبه پاسخ داد: کسی بر من میهمان شد که حاضر نشد تا مسلمان نشوم بر سر سفره ام بنشیند . ابی به او گفت: حالا من دوستی خودم را با تو قطع می کنم، مگر آنکه به دین خودت برگردی و به پیامبر توهین کنی .

با اصرار زیاد ابی، عقبه همین کار را کرد و از اسلام خارج شد و عاقبت در جریان جنگ بدر به دست سپاهیان اسلام کشته شد . ابی نیز در جنگ احد به دست مسلمین کشته شد و هر دو در حال شرک مردند . در این رابطه آیات 27 تا 29 سوره فرقان نازل گردید که در آن وصف حال و سرنوشت عقبه آمده است: «ویوم یعض الظالم علی یدیه یقول یا لیتنی اتخذت مع الرسول سبیلا × یا ویلتی لیتنی لم اتخذ فلانا خلیلا × لقد اضلنی عن الذکر بعد اذ جاءنی وکان الشیطان للانسان خذولا» ; «روزی که آن فرد ستمگر (عقبه) دستان خود را می گزد و می گوید: کاش راه پیامبر را انتخاب کرده بودم . وای بر من، ای کاش با فلانی (ابی) دوست نمی شدم . او مرا از یادآوری [حق] گمراه ساخت بعد از اینکه [یاد حق] به سراغ من آمده بود . و شیطان همیشه خوار کننده انسان بوده است .»

حق ذات پاک الله الصمد

که بود به مار بد از یار بد

مار بد جانی ستاند از سلیم

یار بد آرد سوی نار مقیم (14)

در این آیات و با توجه به این ماجرا نقش و تاثیر مخرب دوست ناصالح در گمراهی انسان مشخص می گردد . این داستان به ما هشدار می دهد که از دوستی با دوستان ناصالح که ممکن است به توهین و جسارت نسبت به پیامبر صلی الله علیه و آله منجر گردد، دوری گزینیم . امام علی علیه السلام فرمودند: «لا ینبغی للمرء المسلم ان یواخی الفاجر فانه یزین له فعله ویحب ان یکون مثله ولا یعینه علی امر دنیاه ولا امر معاده ومدخله الیه ومخرجه من عنده شین علیه; (15) شایسته نیست که یک انسان مسلمان با فرد فاجر [و تبهکار] رابطه برادرانه برقرار کند، زیرا او عمل و رفتار خود را برایش زینت می دهد و دوست دارد که او هم به مانند خودش شود و او را نه در امر دنیا و نه در امر آخرتش یاری نمی کند و رفت و آمدش برای او ننگ است .»

9 . استفاده از تجربه ها

یکی دیگر از عوامل موفقیت، استفاده از تجربیات است . آنهایی که خود را بی نیاز از تجربه می دانند به مقصد نخواهند رسید . چنان که علی علیه السلام فرمودند: «من غنی عن التجارب عمی عن العواقب; (16) کسی که خود را از تجربه ها بی نیاز بداند، سرانجام [امور] را نخواهد دید .» کسی که دنبال هدفی عالی است و برای رسیدن به آن باید از گردنه های پر پیچ و خم عبور کند تا بر مشکلات پیروز شود، باید بداند که در این راه نیازمند تجربه است . امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمودند: «کل معونة تحتاج الی التجارب; (17) هر امر مشکلی [که کمک لازم دارد] به داشتن تجربه ها نیازمند است .»

درباره ارزش و اهمیت تجربه همین قدر کافی است که حفظ تجربه ها یکی از نشانه های عقل و خردمندی است . علی علیه السلام در نامه خود به فرزندشان امام مجتبی علیه السلام فرمودند: «والعقل حفظ التجارب; (18) [از نشانه های عقل [و خردمندی] حفظ تجربه هاست .»

همچنین آن حضرت در نهج البلاغه فرمودند: «ومن التوفیق حفظ التجربة; (19) حفظ تجربه بخشی از موفقیت است .»

معمولا کسانی که در پی اهداف عالی هستند، دشمنانی فرصت طلب نیز دارند که در حال مکر و نیرنگ اند . استفاده از تجربه یکی از راههای شناخت فریب و نیرنگ است .

خوش بود گر محک تجربه آید به میان

تا سیه روی شود هر که در او غش باشد (20)

امام علی علیه السلام فرمودند: «من لم یجرب الامور خدع; (21) آن کس که کارها را تجربه نکند، نیرنگ می خورد .» به قول رودکی:

برو، زتجربه روزگار بهره بگیر

که بهر دفع حوادث تو را به کار آید

باید از تجربه های بدست آمده بهترین استفاده را برد، چراکه بدبختی و شقاوتی از این بدتر نیست که از تجربه های بدست آمده استفاده نشود . این نکته را حضرت امیر علیه السلام در نامه ای به ابوموسی اشعری گوشزد کرده و فرمودند: «فان الشقی من حرم نفع ما اوتی من العقل والتجربة; (22) البته انسان شقی آن کسی است که از ثمرات عقل و تجربه، بهره مند نشود [و محروم بماند] .»

در طول زندگی هر انسانی، حوادثی تلخ چرخه زندگی را دچار کندی می کند که البته اینها لازمه زندگی است، چرا که این تلخیها انسان را در مقابل مشکلات و حوادث آینده آبدیده می کند . مواجهه با مشکلات و استفاده از تجربه های انجام شده پیش نیاز زندگی است . امام علی علیه السلام فرمودند: «ومن لم ینفعه الله بالبلاء والتجارب لم ینتفع بشی ء من العظة; (23) کسی را که خداوند بوسیله گرفتاریها و تجربه ها سود نرساند، از هیچ گونه موعظه ای بهره مند نخواهد شد .»

10 . مشورت

شور و مشورت با صاحبان اندیشه های پاک و همتهای عالی، مسیر انسان را در رسیدن به اهداف عالی هموار می سازد . اشرف مخلوقات، حضرت نبی اکرم صلی الله علیه و آله - که عصاره خلقت بود - به همان اندازه که دیگران را به مشورت کردن دعوت می کرد، خود نیز سعی وافر داشت تا در کارها مشورت کند، چنان که در جریان جنگ خندق چنین کرد .

هر کسی برای انجام کارهای مهم نیازمند پشتوانه ای قوی است تا در بحرانها کمک و یار و مدد کار او باشد . مشورت یکی از پشتوانه های بزرگ مردان الهی است .

علی علیه السلام فرمودند: «لا ظهیر کالمشاورة; (24) پشتوانه ای همچون مشورت نیست .»

مشورت در کارها واجب شود

تا پشیمانی در آخر کم شود (25)

از فرمایشات علی علیه السلام در نهج البلاغه استفاده می شود کسانی که دارای استبداد رای هستند و عقیده خود را برترین می دانند، در معرض خطری عظیم هستند . حضرت فرمود: «والاستشارة عین الهدایة وقد خاطر من استغنی برایه; (26) مشورت نمودن چشمه هدایت است و کسی که [به خاطر رای شخصی] خود را مستغنی از دیگران بداند، خویشتن را به خطر می افکند .»

همچنین می فرمایند: «من استبد برایه هلک ومن شاور الرجال شارکها فی عقولها; (27) کسی که در رای خویش مستبد باشد، هلاک می شود و کسی که با مردان مشورت نماید، در عقلهای آنان شریک خواهد شد .»

مشورت ادراک و هشیاری دهد

عقلها مر عقل را یاری دهد

گفت پیغمبر بکن ای رای زن

مشورت کالمستشار مؤتمن (28)

ترک مشورت در مسائل معنوی ومادی، شکستهای جبران ناپذیری به بار می آورد و در مقابل، مشورت با مردان خودساخته و صالح و صاحبان افکار عالی، انسان را در شناخت موارد خطا و اشتباه کمک می کند و از مواجهه با خطا مصونیت می بخشد . پرچمدار هدایتگران، مولی علی علیه السلام فرمودند: «من استقبل وجوه الآراء عرف مواقع الخطاء; (29) کسی که از افکار [دیگران استقبال کند، موارد خطا را می شناسد .»

با چه کسانی مشورت کنیم؟

لازم است فردی طرف مشورت قرار گیرد که علاوه بر فهم و خرد و آگاهی نسبت به امر مشاوره، بتوان از مشورت با او بهره مند شد، به دیگر سخن به فرمایش مولی علی علیه السلام باید با کسی مشورت کرد که عقل او را بپذیرد: «لا تشاور من لا یصدقه عقلک; (30) با کسی که عقلت او را تصدیق نمی کند مشورت نکن .»

گویند که بی مشورت کار مکن

الحق سخنی خوشست انکار مکن

لیکن به کسی که از غمت غم نخورد

گر در ز دهن بریزد اظهار مکن

برای رسیدن به اهداف و دوری از حسرت و پشیمانی لازم است انسان با افراد نصیحت گر، عالم و صاحب تجربه مشورت کند . علی علیه السلام می فرمایند: «اما بعد فان معصیة الناصح الشفیق العالم المجرب تورث الحسرة وتعقب الندامة; (31) مخالفت با شخص نصیحتگری که مهربان و عالم و صاحب تجربه است، موجب حسرت می شود و پشیمانی را به دنبال دارد .»

همچنین آن حضرت فرمودند: «افضل من شاورت ذو التجارب; (32) برترین کسی که با او به مشورت می نشینی کسی است که تجربه ها اندوخته است .»

مشورت کن با گروه صالحان

بر پیمبر امر شاورهم بدان

امر هم شوری برای آن بود

کز تشاور سهو و کژ کمتر رود

این خردها چون مصابیح انورست

بیست مصباح از یک روشنتر است (33)

با چه کسانی مشورت نکنیم؟

امام علی علیه السلام در توصیه خویش به فرماندار بصره، او را از مشورت با چند گروه برحذر می دارد: «ولا تدخلن فی مشورتک بخیلا یعدل عن الفضل ویعدک الفقر ولا جبانا یضعفک عن الامور ولا حریصا یزین لک الشره بالجور فان البخل والجبن والحرص غرائز شتی یجمعها سوء الظن بالله; (34) بخیل را در مشورت خود دخالت نده که تو را از بخشش [و نیکوکاری] باز می دارد و به تو وعده تنگدستی می دهد . ترسو را در مشورت کردن دخالت نده که در [انجام] کارها [روحیه] تو را سست می کند و حریص را [در مشورت کردن دخالت نده] که حرص را با ستمکاری در نظرت زینت می دهد . همانا بخل و ترس و حرص، غرائز گوناگونی هستند که ریشه آنها بدگمانی به خدای بزرگ است .»

11 . نظم و برنامه ریزی

اولیای بزرگ اسلام، رعایت نظم و برنامه ریزی در کارها را از جمله مهمترین مسائل در زندگی انسان شمرده، آن را مورد تاکید قرار داده اند .

علی علیه السلام در ضمن وصیت خود، خطاب به امام حسن و امام حسین علیهما السلام می فرمایند: «اوصیکما وجمیع ولدی واهلی ومن بلغه کتابی بتقوی الله ونظم امرکم; (35) شما و همه فرزندانم و هر کس که نامه ام به او می رسد را به ترس از خدا و نظم در کارهایتان سفارش می کنم .»

برای هر انسانی شایسته است در همه کارهای زندگی برنامه منظمی داشته باشد تا بتواند از عمر خویش بهترین بهره را ببرد . یکی از نشانه های نظم این است که انسان اوقات شبانه روز را بر نیازمندیهای خویش تقسیم کند و زیر بنای زندگی را که نظم است، محکمتر سازد و از بی نظمی که ضایع کننده عمر و بر باد دهنده استعدادهاست، دوری کند . علی علیه السلام در این باره می فرمایند: «للمؤمن ثلاث ساعات، فساعة یناجی فیها ربه وساعة یرم معاشه وساعة یخلی بین نفسه وبین لذتها فیما یحل ویجمل . ولیس للعاقل ان یکون شاخصا الا فی ثلاث، مرمة لمعاش او خطوة فی معاد او لذة فی غیر محرم; (36) برای مؤمن [در شبانه روز] سه ساعت [و زمان] وجود دارد، زمانی که در آن با پروردگار خویش مناجات می کند و زمانی که هزینه زندگی را تامین می کند و زمانی برای واداشتن نفس به لذتهایی که حلال و مایه زیبایی آن است . خردمند را نشاید جز آن که در پی سه چیز شاخص باشد، تامین زندگی یا گام نهادن در راه آخرت یا [به دست آوردن] لذتهای حلال .»

نظم و برنامه، سامان دهنده زندگی و وسیله ای برتر برای رسیدن به اهداف بزرگ است . با برنامه ریزی صحیح در زندگی می توان ساعات عمر را پربار و از اتلاف عمر جلوگیری کرد .

بهره گیری از زندگی یکی از میوه های نظم وبرنامه ریزی است . یکی از شاگردان حضرت امام خمینی رحمه الله می گوید: «نظم دقیق در زندگی از ویژگیهای معروف امام است . به راستی عجیب بود که حتی برای مطالعه و قرائت قرآن و کارهای مستحب و حتی زیارتها و دعاهایی که در وقت خاص هم وارد نشده بود، وقت خاص را تنظیم کرده بودند و هر کاری را بر طبق همان زمان بندی و تنظیم خاص انجام می دادند، بطوری که برای هر کس که مدتی با ایشان مانوس و معاشر می شد، مشخص بود که در چه ساعتی، مشغول چه کاری و انجام چه عملند، اگر چه در حضور ایشان نباشد و فرسنگها از محضرشان دور و جدا باشد . (37) » ثمره این نظم دقیق را در زندگی امام امت مشاهده کرده ایم .

امام علی علیه السلام با توجه به تاثیر نظم در نتیجه بخشی کارها، بر انجام امور روزانه در وقت خود به مالک اشتر سفارش می کند که: «وامض لکل یوم عمله فان لکل یوم ما فیه; (38) کار هر روز را در همان روز انجام ده [و آن را به روز بعد موکول مکن] زیرا برای هر روز کار خاصی است [که مجال انجام عقب افتادگیها را نمی دهد] .»



تاريخ : سه شنبه سوم تیر 1393 | 15:24 | نویسنده : |
SMS younger days and birth of Imam Ali Akbar اس ام اس و پیامک روز جوان و ولادت حضرت علی اکبر(ع)

تاريخ : دوشنبه نوزدهم خرداد 1393 | 9:55 | نویسنده : |
نسل جوان را به جهان رهبری جلوه ی توحید،علی اکبری هر که هوای رخ احمد کند در تو تماشای محمد کند ***میلاد حضرت علی اکبر روز جوان بر همه ی مسلمانان مبارک*** ماهی که همه ماهرخان در بر آن ماه گردیده خجل زان همه زیبایی دلخواه این سرو دل آرا ءز کدامین چمن است او؟ این اکبر لیلاست بدین حشمت واین جاه

تاريخ : دوشنبه نوزدهم خرداد 1393 | 9:48 | نویسنده : |
بیست و ششمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران

تاريخ : دوشنبه پانزدهم اردیبهشت 1393 | 12:57 | نویسنده : |

مطالعه مستقل و مستمر

وی گفت: مطالعه مستقل یکی از مهارتهای سواد اطلاعاتی است. سواد اطلاعاتی مجموعه مهارت هایی است که فرد را قادر می کند اولا نیاز اطلاعاتی خود را بشناسد و بعد با منابع پاسخگویی به این نیاز آشنا شده باشد و در گام بعد بتواند در این منابع جستجو کند و بهترین گزینه ها را انتخاب کند و دانش جدید را چنان با دانش پیشین خود تلفیق کند که منجر به دانش جدید شود یا به حل مساله بپردازد و همه این گام ها را با رعایت ملاحظات اخلاقی، اجتماعی، و قانونی انجام دهد. مطالعه مستمر یکی از مبانی یادگیری مادام العمر است. افراد برخوردار از مهارت مطالعه مستقل، چگونه آموختن را آموخته‌اند. آنان بدون کمک دیگران می‌توانند نیازهای اطلاعاتی خود را بشناسند، بهترین منابع پاسخگوی این نیازها را بیابند و به نحو موثری از آنها استفاده کنند. و خواننده موفق کسی است که مهارت مطالعه مستقل را آموخته باشد.

 

منصوریان در ادامه گفت: مهارت مطالعه مستقل زمینه ساز استمرار در مطالعه است. مطالعه فرایندی مقطعی نیست، و زمانی موثر است که همیشگی باشد. مستمر بودن به معنای این است که مطالعه فرآیندی همیشگی است و زمینه ساز یادگیری مادام العمر است و یادگیری مادام العمر یک نوع مهارت است و بنیاد یادگیری مادام العمر، مطالعه است. مطالعه مستمر و مستقل مکمل هم هستند. زمانی که فرد در انتخاب منابع مستقل شد می تواند مطالعه خود را استمرار دهد.

 

مطالعه متناسب و متعادل

عضو هیات علمی دانشگاه خوارزمی گفت: منبعی که برای مطالعه انتخاب می‌شود، باید متناسب با نیاز خواننده باشد. افراط در مطالعه نیز به هیچ وجه مطلوب نیست. این افراط هم به زمان مطالعه مربوط است و هم به نوع مطلبی که خوانده می‌شود. و خواننده موفق کسی نیست که بی وقفه در حال خواندن است. کمیت مطالعه
اولویت نیست بلکه کیفیت مطالعه مهم است.

 

وی گریزی به بحث آهسته خوانی زد و گفت: در آهسته خوانی مطالعه ای موثز است که منجر به درک مطلب و ارتقاء دانش و معرفت خواننده شود و این فعالیت ذهنی است که زمان بر نیز می باشد. ذهن انسان فرصتی برای تحلیل و تجزیه آنچه خوانده، دارد. آهسته خوانی توصیه ای منطقی است برای اینکه بیش از آنکه نگران حجم مطالبی که میخوانیم باشیم نگران فهم مطلب هستیم. اگر تندخوانی با کیفیت همراه نباشد مطلوب نیست و آهسته خوانی به معنای کندی نیست بلکه به معنای ژرف نگری و تامل پذیری و تامل و تدبر است.

 

مطالعه مفرح و متنوع

وی ادامه داد: این وجه مربوط به جنبه های روان شناختی است. مطالعه خوب مطالعه ای است که شادی بخش باشد. لذت خواندن به تنهایی هدف ارزشمندی است که نباید نادیده گرفته شود. مفرح بودن باعث استمرار می شود.این هشت ضلع به هم ربط دارند وقتی مطالعه مفرح باشد مطالع مستمر، مدوامت می یابد. خواندن باید همراه با شادی و لذت و تفریح باشد و الّا فرد از خواندن خسته می شود.و مطالعه متنوع نیز این است که مطالعه را فقط به یک فرد یا یک موضوع خاص محدود نکنیم تا فرصت های خوب اطلاعاتی از دست نرود. وی در این مبحث به مقاله حرمان اطلاعاتی خود اشاره نمود و ادامه داد حرمان به این معنا است که فرد خود را دچار محرومیت خود خواسته از منابع نکند. یکی از دلایل حرمان اطلاعاتی در دانشجویان و دانش آموزان تاکید مفرط بر امتحانات پایان ترم است.

 

مطالعه مستند و مکمل

وی ادامه داد: بحث استناد در مطالعه بسیار مهم است. خوانندگان باید در انتخاب منابعی که مطالعه می‌کنند دقیق و نکته‌سنج باشند. نباید همه چیز را مطالعه کرد و باید همواره در جستجوی بهترین آثار بود. اولویت با منابعی است که به ارتقاء دانش و بینش ما کمک کنند. و مطالعه هریک به تکمیل اطلاعاتی که از منابع دیگر کسب کرده‌ایم منجر شود.

 

مطالعه موازی و متقارن

منصوریان اظهار داشت: در فرآیند مطالعه نباید خود را به یک منبع محدود کنیم. بهتر است چندین منبع  درباره  یک موضوع مطالعه شود. باید همواره آراء و اندیشه‌های گوناگون را بررسی و مقایسه کنیم. این بررسی و مقایسه ما را به تحلیلها و تفسیرهای تازه‌ای می‌رساند. در روند پویایی و باروری اندیشه موثر خواهد بود. در مطالعه هر موضوع به وجوه مختلف آن توجه کنید.

 

مطالعه منتقدانه و موشکافانه

وی گفت: یکی دیگر از مهارتهای خوانندگان موفق مهارت تفکر انتقادی است. تعامل خواننده با متنی که مطالعه می‌کند باید همراه با تامل و تدبّر باشد.خواننده در حد یک گیرنده غیرفعال به ضبط مطالبی که می‌خواند نپردازد. خواننده باید به آنچه می‌خواند با نگاهی تحلیلی بیاندیشد. خواننده باید بتواند درباره درستی یا نادرستی آنچه می‌خواند قضاوت کند. پس از مطالعه هر اثر پرسشهایی  آنچه خوانده اید مطرح کنید. آیا می توانید پاسخهای دقیقی به این پرسشها ارائه کنید؟

 

مطالعه موثر و مولد

وی ادامه داد: مطالعه ای که منجر به تغییر و تحولی مثبت در رفتار، افکار، یا احساس خواننده شود مولد خواهد بود به نحوی که او بتواند دستاورد آن را هر چند ناچیز در یکی از عرصه ها ببیند. نیازی نیست این تغییر بسیار چشمگیر باشد. حتی اگر مطالعهء پاراگرافی کوتاه از مقاله یا کتابی بتواند لحظه‌ای ما را از روزمرگی جدا کند، نکته‌ای به ما بیاموزد، به فکر فرو برد، یا لحظات شاد و مفرحی برایمان بیافریند، مصداقی از مطالعه مولد است.

 

 

وی تصریح کرد: وقتی به هشت ضلع قبلی توجه کنیم، در نهایت مطالعه موثر و مولد خواهد بود. مطالعه موثر منجر به تحقق یادگیری فعال می شود. یادگیری فعال یکی از پایدارترین انواع یادگیری است. این یادگیری یا در ارتقاء دانش خواننده تجلی می‌یابد یا در نگرش و رفتار او .مطالعه مولد مربوط به فراورده‌ای است که در فرایند مطالعه حاصل می‌شود. افرادی در مطالعه موفق‌اند که بر ‌اساس آنچه می‌خوانند، مطالب تازه‌ای تولید کنند.... و به مشارکت در تولید دانش جدید بپردازند. اولین گامی که مطالعه موثر و مولد دارد؛ شکستن روز مرگی است. هر گاه بتوان با خواندن در یکی از این سطوح -مولد بودن مطالعه در سطح رفتاری، مولد بودن مطالعه در سطح شناختی، مولد بودن مطالعه در سطح عاطفی، مولد بودن مطالعه در سطح اجتماعی- تغییر را دید مطالعه مولد رخ داده است.

 

«گام‌های عملی در مطالعه مولد»

وی در ادامه درباره «گام‌های عملی در مطالعه مولد» سخن گفت: اولین گام برای رسیدن به مطالعه مولد نوشتن درباره ی چیزی است که می خوانیم این نوشتن می تواند غیر رسمی، کوتاه و مختصر باشد. درباره  آنچه می‌خوانید، بنویسید. درباره آنچه می‌خوانید، با دیگران صحبت کنید. از فن مطالعه خوشه‌ای استفاده کنید بدین معنا که راجع به یک موضوع چندین مطلب را با هم بخوانید. شبکه‌ای از مطالب مرتبط ترسیم کنید. اهمیت آهسته‌خوانی و گزیده‌خوانی را از یاد نبرید. فرصت‌های کوتاه خواندن را مغتنم بشمارید.

 

پیشنهادهایی ساده و کاربردی برای مطالعه مولد

سپس منصوریان پیشنهادهایی ساده و کاربردی برای مطالعه مولد ارائه کرد و اظهار داشت: همیشه مطلبی خواندنی همراه داشته باشید، و از فرصتهای کوتاه خواندن استفاده کنید. برای شروع تمرین خواندن، داستانهای کوتاه بخوانید. بعضی از این داستانها شاهکارند! وبلاگی ساده درست کنید و درباره آثاری که می خوانید نظرتان را منتشر سازید. یکی از آثار کلاسیک را از نزدیکترین کتابخانه امانت بگیرید و با حوصله بخوانید. در پایان هر هفته درباره آنچه در آن هفته آموخته اید چند خط بنویسید. از خواندن لذت ببرید و به سودمندی آن اطمینان داشته باشید.

 

وی در پایان در اینکه چه مطالعه ای مولد است، گفت: مطالعه‌ای که در سطح شناختی به تولید معرفت منجر شود. مطالعه‌ای که در سطح رفتاری یادگیری پایدار بیافریند. و قدرت تحلیل و تفکر خواننده را ارتقاء بخشد. و در سطح عاطفی، برای خواننده شادی‌آفرین باشد. و در سطح اجتماعی در خدمت صلح  و مدارا باشد. و افق تازه‌ای در ذهن بگشاید و چرخه ی  روزمرگی را بشکند؛ مولد است اما نیازی نیست یک مطالعه لزوما تمام این موارد را به همراه داشته باشد.

 

گفتنی است در این جلسه دکتر حسن کیانی و محمود شمسبد، اعضای هیات علمی دانشگاه الزهرا (س)  نیز مطالب مفیدی را ذکر کردند و در انتها حضار به پرسش و پاسخ پرداختند.

 

کیانی گفت: متاسفانه ایران در جدول یونسکو در بحث مطالعه در رده های پایین جدول قرار دارد و پیشنهاد کرد درس «مطالعه در کتابخانه» در مدارس تدریس شود.

 

منصوریان ادامه داد: کتابدار مدرسه و آموزشگاهی یکی از ضروریات توسعه فرهنگ مطالعه در یک کشور است. حذف پست کتابدار از آموزش و پرورش توجیه کارشناسی ندارد اگر می خواهیم فرهنگ مطالعه گسترش پیدا کند اولین گام توسعه و تجهیز کتابخانه های مدارس است. اگر چند کار همزمان انجام شود می تواند در آینده ای نزدیک ثمرات خود را نشان دهد. لذا باید کتابخانه های مدارس تجهیز شود. پست کتابدار به کتابخانه های آموزشی برگردد. هماهنگ با این کار، معلمان آموزش داده شوند که دانش آموزان به کتابخانه ارجاع داده شوند.

 

 



تاريخ : دوشنبه پانزدهم اردیبهشت 1393 | 12:47 | نویسنده : |